نیازنیاز، تا این لحظه: 17 سال و 13 روز سن داره

روزگار نیاز کوچولو

خداحافظی کوتاه مدت

سلام مامانی جونم دختر نازم قراره امشب بریم الموت روستای بابا جون (بابای بابا) از وقتی شما دنیا اومدی هر سال تاسوعا و عاشرا اونجا بودیم خیلی با صفاست مامانی جونم امید وارم همیشه سالم و تندرست باشی از همه دوستان گلم خداحافظی میکم انشاالله اگه خدا خواست و زنده بودیم دوباره همدیگه رو ببینیم . التماس دعا ...
13 آذر 1390

تراشه های الماس

سلام عزیزم باهوش کچولوی من امروز بد از چند روز فاصله دوباره لغت یاد گرفتن رو شروع کردیم ببخش مامانی همه ش به خاطر تنبلی مامان بود در هر حال دختر نازم شما دوباره مامان رو غافل گیر کردی 5 لغت خودت یاد گرفتی خیلی خوشحالم که اگه من فرصت نمیکنم شما خودت در حال پیشرفتی خیلی دودا مامانیییییییییییییییییییییییییییییییییییی   این عکس 9 ماهگیته اولین بار که فهمیدی دریا چیه اولش هم ترسیدی و خیلی غریب دریا رو نگاه میکردی عکس لابه لای گذشته گم شد بود ...
12 آذر 1390

محرم سالهای پیش

سلام مامانی دختر گلم وقتی مسابقه نی نی و محرم شروع شد دلم میخواست عکس جدید ازت بذارم ولی نشد اشکال نداره فعلا به عکسای سالهای پیشت که برای مراسم بزرگداشت علی اصغر رفته بودیم بسنده میکنم مامانی توی این چند روز خیلی مواظبت بودم که گریه نکنی آخه جایی شنیدم که این روزها حضرت رباب با صدای گریه هر کودکی داغ دلش تازه میشه و عذاب میکشه من دوست ندارم باعث این عذاب باشم   ...
12 آذر 1390

بوشکوب

سلام دخملکم دیروز یه اتفاق جالبی اوتاد به قول خودت دلم نمیاد سرسری ازش بگذرم من داشتم ناهار درست میکردم روبه سینک بودم از پشت سرم گفتی بوشکوب نخای منم که داشتشم سعی میکردم حرفت رو ترجمه کنم با کمال تعجب دیدم یه دستت گوشتکوب و یه دست دیگه ات هم کفگیر البته به قول خودت دسگیر حالا یکی باید میومد فک منو جمع میکرد که اصلا فکرشم نمیکردم بدونی بوشکوب چیه!!!!!!!!!!!!!! درضمن دیگه یاد گرفتی اسم مه یاس رو درست تلفظ کنی قبلا میگفتی مهسه راستی تا یادم نرفته از دست بابا جواد ناراحتم الان یه چند وقتیه خیلی برای ما وقت نداره در هر حال اهمیتی نداره(داره ها ولی اینجوری میگم دلش بسوزه) تا مطالبی دیگر فعلا خداحافظ ...
10 آذر 1390

یه دنیا شیرین زبونی

سلام مامانی جونم دختر مامان نمیدونم از کجای شیرین زبونیهات بگم ولی این خیلی جالبه: یه روز صبح که از خواب پا شدی و طبق آیین هر روزه صبحانه خوریت خامه میخواستی و حتما هم خودت لقمه بگیری یه دفعه گفتی صوبوِیه بخولم بزگ بسم چاق نسم قبی بشم بلم مدسه و معنی اش هم اینه که صبحانه بخوره بزرگ بشه ولی چاق نشه قوی بشه بره مدرسه  و بعد از کمی یادم افتاد این دقیقا بر میگرده به دیشب موقع خواب که داشت برنامه صبحانه امروز صبح رو میچید و دقیقا با این تفاوت که میخواست چاق هم بشه ولی من بهش گفتم حالا چاق هم نشی خیلی مهم نیست و امروز جوابش رو دیدم. یا اینکه وقتی عجله داری واسه خوردن میگی سوت بتن غذا امو یعنی غذامو فوت کن و یا مراسم زیبای دستشویی رف...
8 آذر 1390