نیازنیاز، تا این لحظه: 17 سال و 12 روز سن داره

روزگار نیاز کوچولو

زبوبو

سلام دخملکم برات گفته بودم که بابا رفته ماموریت و زبوبو (زنعمو) مریم یکشنبه اومد پیشمون و خیلی بهمون خوش گذشت شما هم نگران رفتن زبوبوت بودی بهش میگفتی نری خونتون خیلی دوست داریم مامی جونی راستی در ادامه اون قضیه حرس (حرف) بد زدنات منتظری ببینی از دهن کی چی در میاد و سریع بری بلبل(فلفل) بیاری بریزی دهنش. مرحله دوم الماس تر شدنت هم شروع کردیم.   ...
19 دی 1390

نیاز ما همه چی تمومه

سلام عزیز مامان اومدم برات بگم که پنجشنبه نوبت دکتر تغذیه ات بود و دکتر پارسا کلی ازت تعریف کرد قدت 88 هست و نسبت به سنت بلند قد محسوب میشی ولی وزنت 1 کیلو کم داره 11 کیلویی ولی گفت نگرانی نداره اینم از شانسته که ریز باشی و چاق نشی ماشاالله به تو دخترم راستی بهش گفتم بد اخلاقی گفت اصلا اینجور نیست خیلی جدی هستی و دوست نداری کسی سر به سرت بذاره بازم شکرت خدا ...
17 دی 1390

تاخیر

سلام عزیز مامان امروز شنبه 17 دی ماه سال 90 بابا جواد بازم ساعت 5 صبح رفت ماموریت ایندفعه شمال زندگیه دیگه چه میشه کرد ؟ تقریبا یه 5 یا 6 روزی میشه برات ننوشتم یعنی نه امکانش بود نه وقتش تهران خونه مامانی مولود (مامان بابا) بودیم شما طبق معمول در حال آتیش سوزوندن بهر حال این کاریه که از دستت بر میاد یه شیرین کاری ای که تازکیها کردی خونه مامانی مولود که بودیم با مامانی میخواستی بری حموم با هم  که مامانی تصمیم میگیره دستشویی و رخت کن حموم رو بشوره قبل از اینکه برید حموم و مامانی هیگه هرچی آب میگرفتم میدیدم کف میاد تعجب میکنه میگه مگه من چقدر پودر ریختم خلاصه که میاد و میبینه بعله یه وروجک ظرف پودر توی دستش و داره از توی درگا...
17 دی 1390

شیرین زبون

سلام عسلم خوبی ؟ اومدم برات بگم از ماقالی لی خوردنت واینکه یه جوری میخوری که بعدش حتما باید بری کامل زیر دوش آب تا تمیز بشی آها راستی ماقالی لی همون ماکارونی خودمونه   و اینکه حتما باید با بلسته (belesteh)نوش جان کنی این لغت فضایی هم همون دلستره خلاصه اینکه به این راحتی ها هم هر کسی زبونت رو نمیفهمه ...
11 دی 1390

جشن مرحله اول

سلام عزیز من خوبی عشقم به یاری خدا تو پیروز شدی و اولین مرحله تراشه هات تموم شد حالا تو یه الماس ناب n قیراتی هستی آخ که عاشقتم متاسفانه دوربینمون پیشمون نبود بنابراین کیفیت عکسها یکم پایینه ولی نشون میده خاطرات زیبای امروز رو با بابا دباد(جواد) رفتیم کافی شاپ شما بستیبی(بستنی) بخوری و بعد هم  برای جشن کیک گرفتیم رفتیم خونه مامان شهین به دایی محمد رضا هم گفتیم بیان اونجا خیلی خوش گذشت ممنون ازهمه اوهوکی زرنگی بقیه عکسها اینجاست ....... نیاز خانم در حال کیک و بستنی خوردن اینجا خودش رو لوس کرده دست به ظرف بستنی میزنه میگه خله(یخه) اینم از الماس ما اینجا هم جلوی خونه مامانی وآقا جون (راستی...
11 دی 1390

نی نی وبلاگ تولدت مبارک

سلام نی نی وبلاگ عزیز من هرچی فکر کردم و کارای دوستان عزیز رو دیدم باز نتونستم کاری منحصر به فرد تحویلت بدم ولی با سادگی تمام از طرف نیاز و بقیه دوستاش و مامانا و باباها تولدت رو صمیمانه تبریک میگم و صادقانه بپذیر عضوی ثابت و البته 1 ساله ای با تجربه میان خانواده های چند نفری همه ما نی نی وبلاگی ها هستی و بعد هم تولد خودمون رو به تمام اعضای گرم خانواده بزرگ نی نی وبلاگیمون تبریک میگم. اینم جمعی کوچک از مجموعه تو: و........     ...
10 دی 1390