زبوبو
سلام دخملکم برات گفته بودم که بابا رفته ماموریت و زبوبو (زنعمو) مریم یکشنبه اومد پیشمون و خیلی بهمون خوش گذشت
شما هم نگران رفتن زبوبوت بودی بهش میگفتی نری خونتون 
خیلی دوست داریم مامی جونی
- راستی در ادامه اون قضیه حرس (حرف) بد زدنات منتظری ببینی از دهن کی چی در میاد و سریع بری بلبل(فلفل) بیاری بریزی دهنش.


- مرحله دوم الماس تر شدنت هم شروع کردیم.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


زبوبو
