یه دنیا حرف
درجلسه امتحان عشق.......
من ماندم ویک برگه سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی
ویک بغل تنهائی ودلتنگی
درد دل من در این کاغدکوچک جا نمیشود
دراین سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند
وبرگه سفیدم .....!
عاشقانه قطره ها را به آغوش میکشد
عشق تونوشتنی نیست !
باتو ......
دربرگه ام نار کناره آن
قطره اشک یک قلب میکشم
وقت تمام است
برگه ها بالا !

اینجا سرزمین واژه های وارونه است: جایی که گنج, " جنگ " می شود درمان, " نامرد " می شود قهقه , " هق هق " می شود اما دزد همان " دزد " است ... درد همان " درد " و گرگ همان گرگ.......
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه دنیا حرف
